♥ ســــــکوت ♥
من گرفتار سنگینی سکوتی هستم که گویا قبل از هر فریادی لازم است.
خدای مهربان من !
برایت نامه ای از جنس دل تنگ خود می نویسم .
کلام نورانی تو را از چشمه روشنت ، قرآن ، خواندم .
و اکنون حرفها با بغضم در گلو مانده .
چه بگویم ؟ می دانی ؟ واژه ها یاریم نمی کنند .
خدایا ! گفته اند :« آن هایی که در زمان آینده زندگی می کنند با ایمان ترین انسانهایند ».
خدای من ! ما را می گویند ؟
ما که این همه در حق همه ظلم می کنیم و پا بر حق می گذاریم و جلوی مهر بی حد تو نامهربانیم .
ما
که هیچ توجه نداریم که چقدر کوله بار گناهانمان سنگین شده و پاک فراموش
کرده ایم تنها ، مسافرانی هستیم در این دنیا ، و مقصد ، سرای آرامش است ،
البته اگر مومن باشیم . ما که دلمان را غبار بی عدالتی گرفته .
خدای من ! اینقدر خودمان را گرفتار دنیا کرده ایم و اینقدر خود را در بند دنیا زنجیر کرده ایم که یادمان رفته روزی خواهیم رفت .
کلام نافذ تو را اگر هم بخوانیم توجهی نمی کنیم به آن . دیگر تفکر کردن درباره آنها که بماند . وای بر ما و حال بد ما .....
خدایا
! این که از عذاب و قهر تو نمی ترسيم شجاعت نیست و من خوب می دانم . اما
چرا نادیده می گیريم سخنانت را ؟ فکر می کنم بیش از حد در گرداب دنیا دست
و پا میزنیم و طولی نخواهد کشید که غرق شویم . ببخشمان که خوبی های تو را
نادیده می گیریم . زیرا که نادانیم و تنها پس از مرگ آگاه و هوشیار خواهیم
شد .
دیگر بغضم می ترکد و ناتوان میشوم از گفتن ، اما تو حرف دلم را می شنوی .
می ترسم از خشم تو . تو که اینقدر لطیف و مهربانی ، چگونه خشمگین می شوی؟
اما
در این مهمانی زیبای تو می دانم که کوچکترین چیزی از نظر تو پنهان نیست و
این تویی که همیشه به من آرامش عطا می کنی . با نام و یاد تو قلبم آرام
میگیرد . این روز ها بیشتر به یاد مرگ هستم .
خدای عزیز ما ! یاریمان
ده که قبل از آن که مرگ ما فرا رسد از خواب غفلتمان بیدار شویم و مومن به
تو باشیم و سبک و در کمال آرامش و با قلبی صاف و آرام به سوی تو بیاییم .
یاریمان ده تا کلام زیبای تو را درک کنیم و به کار بندیم در زندگیمان .
این روزها دلمان هوای عطر باران دارد .
بریز بر سرمان باران رحمتت را .
دستمان را بگیر ای پروردگار بسیار بخشاینده ي ما .....
| Design By : Night Skin |


